تبليغاتX
غمگینترین بی غم

غمگینترین بی غم

هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست 

 آن هم انتظار لحظه ای که یک آشنا صدایت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد

اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زیبا می ارزد

پس انتظار می کشم تا آن لحظه زیبا نصیبم شود

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت8:37توسط غمگینترین بی غم | |

من پذیرفتم شکست خویش را               پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است             این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم                 با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش                از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی              آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را                  تلخی برخوردهای سرد را

+نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت4:38توسط غمگینترین بی غم | |

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

+نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت5:26توسط غمگینترین بی غم | |

با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است...دوستت دارم

با اینکه می دانم پرستش کار کافر است...می پرستمت

با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است.....عاشقت می شوم

پس گناهکارم، کافرم، رسوایم، ولی همچنان دوستت دارم
  

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت0:52توسط غمگینترین بی غم | |

نرسيديم به هم بازي يك تقديريم

عاقبت درهوس ديدن هم ميميريم

عشقمان مخرج صفريست كه تعريف نشد

آه و افسوس كه يك واژه ي بي تدبيريم

بعد از آن حادثه هايي كه جدامان كردن

آنچنان شد كه دگر از همه عالم سيريم

اشك ميريختيم دل كه نميكنديم

+نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت1:48توسط غمگینترین بی غم | |